الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

450

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

نماز جمعه و جماعت نيز بايد اقامه نمايد . در پاسخ بايد گفت : درست است كه در تواريخ نقل شده ابو سفيان در حضور على ( ع ) و چند نفر ديگر در جلسه‌اى بهنگام خلافت عمر اظهار داشته كه نطفه زياد او در رحم مادرش قرار داده و بعدا هم زياد طبق ادعاى معاويه به او ملحق گرديده ولى بعيد نيست همان گونه كه ابن ابى الحديد هم در شرح خود آورده ، زياد فرزند ابيه باشد و ابيه يك برده بود كه زياد بعدها او را خريد و آزاد كرد و مادرش سميه كنيز حارث ابن كلده طبيب عرب بود . و از اين نظر كه عبيد برده‌اى گمنام بود لذا مردم پدر زياد را درست نمى - شناختند و لذا گاهى او را زياد بن ابيه ( يعنى زياد پسر پدرش ) و گاهى زياد بن اميه ( زياد فرزند مادرش ) مىناميدند . به نظر مىرسد چون زياد در اثر نبوغ و استعدادش بمقامهاى بلندى در حكومت رسيد از اين كه خود را فرزند برده‌اى بخواند شرم داشت و شايد همين هم موجب شد كه به فرزند ابو سفيان بودن تن در دهد و بمعاويه ملحق شود تا از ننگ فرزند برده برده بودن نجات پيدا كند . نمونه اين جريان در دنياى امروز كم نيست ، افرادى هستند كه بمقامهاى بلندى رسيده‌اند و حاضر نيستند پدر خود كه يك روستائى معمولى است بعنوان پدر معرفى كنند . ( براى آگاهى در اين مورد به جلد 6 شرح 1 ابن ابى الحديد ص 180 مراجعه كنيد ) ( 483 . ) قسمتى از اين نامه را كه از « و لو شئت لا هتديت الطريق . . . » شروع مىشود مرحوم « صدوق » در كتاب امالى 1 صدوق - امالى - مجلس 90 در مجلس 90 آورده است . ابن ابى الحديد در شرح خود در كنار فقراتى از اين نامه ، جملات ديگرى بر اساس روايتى ديگر نقل كرده است .